تبليغاتX
فعلا بینام
بی‌نام
یک سال از اولین نوشته های فعلابینام گذشت...!؟

 

در پست گذشته با کامنت نعنا متوجه شدم که سالگرد تولد

فعلابینام را فراموش کرده ام .

اینجا از همان اول مفری بود از روزمرگیها و آدم های معمولی.

یک سال گذشت و رفقای خوبی همراه فعلابینام بودند:

نعنا ی عزیز . چالاکی جان  . ۱۶۹ . دریا ی مهربان .

آبجی سیمای . . .

به تازگی :

سها . دوست جوان آرمیتا  . و . . .

 

فعلا بینام روز تولدش برایتان یک هدیه آماده کرده بود که به

علت کوتاهی من چند روز دیر شد :

 

ماه پیشانی ( پیشانو ) :

 

گُفتمش آهای ماه پیشانو

 

گفت جونِِ جونوُم . . .


 

گُفتمش بگو غنچه گُل کو

 

گفتش لبونُم . ......... .


 

گُفتمش چرا ماه پیشانو نا مهربونی؟

 

گفت میخوام بسوزونُمت تا قدرُم بدونی


 

گُفتمش فدای غمزه گِردُم. .

 

دلخوشُم که تو رو نومزه کِردُم

 

 

پیش پات می شینُم دو زانو

 

آخ ماه پیشانو جان ماه پیشانو

 

 

 

همیشه با فعلابینام دعوایم است .

 

میگویم تو را به وجود آورده ام برای اینکه اداره ات کنم و به

 

واسطه وجودت قلم و اندیشه ام را به نمایش بگذارم . من 

 

به تو ماهیت داده ام . 

 

او میگوید نخیر من در این دنیا ( ما به آن میگوییم دنیای

 

مجازی ) وجود داشتم . برای اینکه در عالم شما تجلی

 

پیدا کنم احتیاج به یک نفر از آن عالم بود ( دنیای ما را

 

میگوید آن عالم ) . من تو را انتخواب کردم . مثل عطر ریخته

 

که رضا مهدوی را انتخاب کرد.ما جماعت چاپلین ندیده که

 

بها مرشدی را انتخاب کرد . سه نقطه که رضا صدیق را 

 

عزل پست مدرن که مهدی موسوی را ...

 

من تو را انتخاب کردم و قبل از آنکه در عالم شما به وجود 

 

بیایم ، ماهیت داشتم  .

 

میگویم تو که از اول ماهیت داشتی،پس هر کس دیگر هم 

 

به وجودت می آورد همین میشدی ؟

 

میگوید بله .

 

میگویم پس من چه کاره ام ؟

 

جواب نمیدهد ، میخندد .

 

میگویم پس خودت چه کاره ای ؟

 

نگاه میکند .

 

.

.

.

 

تازه یک وقت ها پر رو گری میکند و میگوید : من تو را به 

 

به وجود آورده ام .( یعنی فعلابینام ، محمد مقدم را )

 

میگویم چطور ؟

 

میگوید اگر من نبودم که تو بنویسی چطور میتوانستی 

 

خودت را عرضه کنی ؟ 

 

تو با خلق من بر وجود خودت قطعیت بخشیدی .

 

 

.

 

.

 

.      

 

  

 

 


 

      

        اطلاعیه :

 

 

 

 

         اخیرا جنبشی بین وبلاگ نویسان راه افتاده است

         که طی آن شعرای وب نویس میگذارند میروند تا

         خوب شوند و قرار میشود که خوب شدند برگردند.

         دراین مدت در وبلاگ را تخته میکنند به انحاء گوناگون.

         البته ما هم تحت تاثیر محیط این کار را کردیم ولی

         صادقانه بعد از یک هفته برگشتیم .

         ما به خیلی از این عزیزان ( که میدانید ) ارادت داریم

        و میدانیم واقعا احتیاج به مدتی آرامش دارند .

         غرض این است که مراقب باشید گول افراد شیاد را

         نخورید .

 

 

+  سه شنبه 1387/04/04   توسط محمد مقدم  |