تبليغاتX
فعلا بینام
فعلا بینام
قُر  قُر   قُر   قُر   کتری   که   آب   نداشت

 

شَخ شَخ شخ شخ   فندک که گاز نداشت

 

 

دلیل  بی  قراری       دختر        همسایه

 

هق هق هق هق مردی که خواب  نداشت

 

 

  

* عکس مال خونه بیبیه . مادر بزرگ یکی از بهترین دوستام .

شما نمیشناسیدش . نه بیبی رو نه اون دوستمو .

*( این عکس رو سه شنبه اضافه کردم )

حالا این پست بهتر شد . دیگه منم دوسش دارم .

* یه تصویر هم برای پست قبل اضافه شد . ببینیدش .

+  پنجشنبه 1386/09/22   توسط محمد مقدم  | 

چه خوب شد که ادرار کردم

مثل روز های اول کودکی

 

با چشم های خیس و لباس بیرون و بالشتی در بغل

خوابیدم

مثل روز های اول کودکی

سبک و در اختیار تقدیر

از بامی به بام دیگر

و دود کش های شهر

که ، گرم دود میکردند

باز در آغوشت ای مهربان

که از روز اول کودکیم با من بودی

مهربان ، میدیدمت که با من بودی و من به دنبال تو

باز به دنبال تو

باز به دنبال تو  

          و در لحظه موعود

سقوطی دیگر

سقوطی دیگر که چقدر درد نداشت بعد از این همه تکرار

و دستگیرم کردند

به زندان ژاور

زندان ژاور که تنگ بود و چرب

و سر میخورد و با صدای بلند بالا و پایین میشد روی اندامت

و لاک پشت ها

لاک پشت ها که تا همیشه فرو رفته بودند 

           و نهنگ ها

نهنگ ها که در ساحل آفتاب می گرفتند

           و نفت کش ها

نفت کش ها که هر جای زمین تیشه میزدی ، سیاه بودند وچرب

که فواره می کردند

و لجن میگرفتت هر کجا نزدیک میشدی با آن

اسکناس ها که تلخک وار قر قر قر قر میخندیدند و بالا وپایین میشدند

بالا و پایین بین هاشور های چرب و باریک مغزت

و چه خوب شد که ادرار کردم

ادرار کردم مثل روز های اول کودکی

با چشم های خیس و

لباس بیرون و

بالشتی در بغل

.

.

.

 

 

 

 * اینجا مستراح کافه نادریه . من هم از اون همه زیبایی ، این رو دیدم .

    روزی که این تصویر را ثبت کردم با امیر حسین دانشور عزیز بودیم .

+  جمعه 1386/09/09   توسط محمد مقدم  |