همه بازی است الا عشــــــــــق بازی

وقتی هفته گذشته امیر حسین تلفن زد و درگذشت استاد را در اصفهان خبر داد اصلا ناراحت نشدم . حتی این طور هم نبود که جا بخورم و باورم نشود . فقط نمیدانم که چرا تمام جلسه ی بزرگداشت استاد را در دانشگاه اراک گریه کردم و همه گریه میکردیم .
این مسئله مثل روز روشن است که کلاس درس استاد کریمی سفره ای از رحمت خداوند بود که چند صباحی بر رویم و رویمان گشوده شده بود و هر سفره ی گشوده ای هم یک روز ...
این اولین بار نیست که زمین گنجایش نگه داشتن روحی چنین آسمانی را نداشته و آخرین بار هم نخواهد بود
عطر ریخته را در باره ی استاد بخوانید
این هم مدتی از کلاس درس استاد